محمد رضا واليزاده معجزى
545
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
مناسبت اينكه وى فرد كامل و معروفترين رجال اين خانواده بود مقاله خود او و شرح حالش را كه متضمن مطالبى راجع به اهل و تبار اين خانواده و علت كوچيدن طايفه ما فى از لرستان به فارس و معرف سركردگان طايفه و مشاهير خاندان ما فى و چگونگى مراحل ترقى آنان بود ، در اين كتاب نوشته شد و چون قسمت عمده مقاله مزبور به خط و انشا نظام السلطنه اول هست بهطور قطع از اسناد و مدارك ديگر معتبرتر و بيشتر مورد اطمينان بوده و مىتوان آن را سند قطعى و تاريخ صحيح اين خاندان مشهور كه اتفاقا در تاريخ معاصر ايران نقش مؤثرى داشتهاند ، تلقى نمود و از مراجعه به متون ديگر كه غالبا پيراسته از تخليط و اشتباه و اعمال غرض نيست ، بىنياز بود . نظر به اينكه در اين كتاب هدف اصلى و نهايى ما شرح زندگانى رضا قلى خان نظام السلطنه ثانى برادرزاده حسينقلى خان نظام السلطنه اول و ذكر سوانح ايام حكومت وى در لرستان مىباشد ، لذا آنچه نوشتهايم به منزله مقدمه تاريخ زندگانى او بوده و به منظور روشن ساختن بيوگرافى اوست . نگارنده با بضاعت كم و عدم دسترسى به تمام وسايل تحقيق ادعا نمىكنم كه از عهده اين كار كه محتاج فحص كافى و بحث مستوفى است ، كلا برخواهم آمد زيرا چه بسا كه كتابها و يادداشتهايى به خط خود مرحوم رضا قلى خان نظام السلطنه دوم در دست بازماندگان او باشد ، يا اشخاص ديگر زندگانى او را جامعتر و مفيدتر و مستندتر نوشته باشند با اين حال چون عده كثيرى از قهرمانان اين داستان از فاميلى كه نگارنده هم جز آن فاميل مىباشد ، برخاستهاند و نگارنده سوانح زندگانى نظام السلطنه را علاوه بر مطالعه كتب مربوط خالى از هرنوع شبهه و تخليط از آنان كسب كردهام ، لذا مىتوانم خاطر خوانندگان را به صحت مندرجات اين كتاب مطمئن سازم . بنابراين از اينجا به بعد مىپردازيم به شرح وقايع ايام حكمرانى نظام السلطنه در لرستان و اين بحث را از تبار نظام السلطنه شروع مىكنيم كه خوانندگانى كه مقدمه را مطالعه نكردهاند از تبار او بىاطلاع نمانند . رضا قلى خان نظام السلطنه دوّم در صفحات قبل با استفاده از نوشتههاى حسينقلى خان نظام السلطنه و مراجعه به نقول معتبر و مقالات دانشمندان و محققين سوابق تاريخى خاندان ما فى را روشن و معلوم كرديم كه اين خاندان بزرگ از طوايف لرستان بود و در سال 1002 كه شاه عباس كبير حكومت لرستان را به حسين خان - جد واليان لرستان - داد و طايفه ما فى چون نمىخواستهاند از حكمران جديد